X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 19 فروردین‌ماه سال 1389 ساعت 03:45 ب.ظ


من نه منتقد سینما هستم ، نه درس سینما خوندم ،نه در هیچ کلاسی شرکت کردم و مطالعات خیلی مختصرم در زمینه سینما هم بیشتر به تاریخ سینما برمی گرده و همین. از  دکوپاژ و میزانسن و اینا هم در حد این که اسمشون بار ها تکرار شده و من هم  شنیدم اطلاع دارم و هیچ حسی نسبت بهشون ندارم. فعلا هم اصلا هیچ علاقه ای ندارم اصلا بدونم که این ها چی هستند . اما عاشق سینما هستم . عاشق فیلم هستم و تا جایی که بتونم فیلم می بینم. برای همین هم نظراتی که در مورد فیلم می دم از زبون یک فیلم بین آماتوره که فیلم رو نه از نظر تکنیک های فیلم برداری و سایر تکنیک های دیگه، که فیلم رو از نظر حسی که فیلم بهش منتقل می کنه قضاوت می کنه. فیلم خوب فیلمی هست که بعد از دیدنش بگم اه چه خوب و فیلم بد هم فیلمی که بعد از دیدنش بگی اه چقدر مزخرف و خوب رده بندی از خوب تا بد جوری هست که تو ذهنم می مونه.

پیش نویس : طهران تهران دو اپیزود داره که هیچ ربطی به هم ندارند و در آخر فیلم هم هیچ ربطی به هم پیدا نمی کنند و کلا دو داستان کاملا جدا از هم دارند.

طهران : روز های آشنایی :داریوش مهرجویی

اگر بخوام کلی در موردش بگم ، خیلی خیلی غیر واقعی ، کسالت آور و کلی چیز های ناخوشایند دیگه بود . البته من با دو تا از دوستام رفته بودم که این فیلم رو ببینم که اون دو تا هم از بخش اول خوششون نیومده بود. خب خیلی هم ممکنه خوششون بیاد که قطعا همین طوره اما به نظر من خیلی بد بوده. قسمتی که سقف خونه ریخته و همسایه ها اومدن تا لحظه ای که سال تحویل بشه واقعا مصنوعی بود ، مخصوصا برای فیلمی که سعی می کرد بخواد خیلی رئال باشه و بعید بود از مهرجویی این همه مصنوعی شدن . بعد هم که انگار یک فیلم تبلیغاتی بود برای نشون دادن یک سری جاهای تهران و رستوران یاسمن و ... . صحنه ای که دکتر نیومده شروع می کرد به چک آپ و ... . از همه لج در آر تر شخصیت "دایی بابا" بود که مثل فرشته مهربون بود یا مثل این پری هایی که چوب به دست توی کارتون های "والت دیزنی" هر چیز بدی رو "فیکس" می کنند . "خیر مطلق " بود و خیلی غیر واقعی بود . بیشتر به یک آدم مشنگ معتاد می خورد تا یک پیرمرد اهل دل خیر.به هر حال فکر کنم مهرجویی موقعی که به فکر ساختن این فیلم بوده "همه چی آرومه مه چقد خوشحالم" رو خیلی زیاد گوش می کرده

این که این همه بد گفتم به این خاطر بود که بگم اپیزود اول خوب نبود . ولی خب قسمت های خوب هم کلی داشت . بازی پانته آ بهرام رو مثل همیشه خیلی دوست داشتم . پسره و دختره خیلی خوب بودند . در کل صحنه های خوب زیادی هم داشت اما فیلمی که 6 7 تا صحنه بد داشته باشه حتی اگه 15 تا صحنه خوب هم داشته باشه فیلم خوبی نیست اما دلیل نمی شه که اون 15 صحنه خوب رو دوست نداشته باشیم .

تهران : سیم آخر : مهدی کرم پور

اپیزود دوم بر خلاف اپیزود اول خیلی به دل من نشست . البته اپیزود دوم ضعف روایت داشت و یک جاهایی زور زده بود یک جاهایی حماقت کرده بود . مثلا هر چی فکر کردم نفهمیدم چرا باید برزو ارجمند به بخش تصادف اون پسره ربط پیدا می کرد؟ غیر از مصنوعی کردن کار واقعا چه فایده دیگه ای داشت؟ واقعا اصلا انتظار چنین کار بچه گانه ای رو نداشتم ، این اتفاق که داستان ها به هم ربط پیدا کنند مرسومه ، اما نه اینکه آخر دو تا داستان رو مهدی کرم پور بخواد این طوری بهم بچسبونه .

بعد از گربه های ایرانی ، این بار نوبت تهران:سیم آخر بود که به موسیقی بپردازه . موزیک هایی که زیرزمینی پخش میشه و خواننده هایی که مجوز انتشار آثارشون رو نمی گیرند و اجازه کنسرتشون لغو می شه . این بار اما "رضا یزدانی" . کسی که من خیلی ازش خوشم میاد . بعد از "رییس" کیمیایی این دومین باری بود که به عنوان بازیگر جلوی دوربین می دیدم اما اون کجا و این کجا . اون جا یه نقش کوچیک به عنوان خواننده و این جا نقش اول به عنوان خواننده . قیافه خوبی داره و انصافا خوشتیپ هست و به نظرم می تونه بیشتر در سینما ی ایران نقش بازی کنه .

اپیزود دوم رو واقعا دوست داشتم به طوری که واقعا ترجیح می دادم که تمام وقت و سرمایه اپیزود اول رو به اپیزود دوم می دادند . البته اپیزود دوم خیلی شعار زده بود و واقعا دیالوگ های شعاری زیادی داشت .یعنی یک جور هایی این شعار زدگیش حسابی رو اعصاب بود. دوست نداشتم این همه زور زدن برای رسوندن مفهوم رو.کاش یه کم روون تر به این موضوع می پرداخت و کاش یه روزی بشه که دیگه جمله هایی مثل این شهر همش اتوبانه باید تا تهش بریم رو دیگه تو فیلم ها نبینیم .سکانس "ریس" بچه ها تو خیابون واقعا عالی بود و خیلی دوست داشتم اما از همه این ها بگذریم آهنگی که آخر اپیزود دوم اجرا کردند چیزی بود که حاظرم یه دو تومنی دیگه یه سه شنبه بدم (سه شنبه ها نصف قیمته) و برم ببینم . اونم توی سینما آزادی با اون کیفیت صدا ! نمی دونم چرا موسیقی این قدر در سینمای ما مهجور مونده و خوشحالم که چند سال اخیر فیلم هایی مثل سنتوری و گربه های ایرانی ( که اولی به خاطر پایان مسخرش و شعار زدگی بیش از حدش که اگه بازی بهرام رادان نبود اصلا قابل تحمل نبود و دومی هم که اصلا فیلم نبود و حتی یک مستند خوب هم نبود و تنها نکته های مثبتش بازی حامد بهداد و موزیک هایی بود که پخش می کرد ) ساخته می شن و البته کاش یک روز فیلم های خوب و قشنگی در مورد موسیقی رو بتونیم توی سینما ها ببینیم

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo